به او کمک کنید تا خود را باور کند.

دیشب کتابی در مورد 100 نکته در شناخت دنیای دختران <از الیزابت هارتلی بروئر>میخوندم ، یکی از نکاتش که به نظرم خیلی جالب بود براتون می نویسم تا پدرا و مادرای عزیزی که دختر دارن بخونن ...حتما لذت میبرن.

وقتی نخستین بار با دوستم قرار ملاقت گذاشتم،پدرم به من گفت که فوق العاده شده ام و دوستم خیلی خوش شانس است که با فردی مانند من به گردش می رود. اگر دوستم قدر این موقعیت را نداند،بازنده است.

حرف های پدرم مرا به اوج رساند و به من قدرت مقابله با هر مانعی را بخشید.

جوبراند

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

آرامش

مردجوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود … مرد سالخورده‌ای از آنجا می‌گذشت او را دید و متوجه حال پریشانش شد و کنارش نشست.مرد جوان بی‌اختیار گفت: عجیب آشفته‌ام و همه چیز در زندگی‌ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی‌دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟ …..

مرد سالخورده برگی از درختی کند و آن را داخل نهر آب انداخت و گفت: به این برگ نگاه کن وقتی داخل آب می‌افتد خود را به جریان آب می‌سپارد وبا آن می‌رود سپس سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت. سنگ به خاطر سنگینی‌اش داخل نهر فرو رفت و در عمق آب کنار بقیه سنگ‌ها قرار گرفت …

مرد سالخورده گفت: این سنگ را هم که دیدی. به خاطر سنگینی‌اش توانست بر نیروی جریان آب غلبه کند و در عمق نهر قرار گیرد، اما امواجی را روی آب ایجاد کرد و بر جریان آب تاثیر گذاشت حال تو به من بگو آیا آرامش سنگ را می‌خواهی یا آرامش برگ را؟!

مرد جوان مات و متحیر به او نگاه کرد و گفت: اما برگ که آرام نیست او با هر افت و خیز آب نهر بالا و پائین می‌رود و الان معلوم نیست کجاست!؟ لااقل سنگ می‌داند کجا ایستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جریان دارد اما محکم ایستاده و تکان نمی‌خورد. من آرامش سنگ را ترجیح می‌دهم!

مرد سالخورده لبخندی زد و گفت: پس حال که خودت انتخاب کردی چرا از جریان‌های مخالف و ناملایمات جاری زندگی ات می‌نالی؟ اگر آرامش سنگ را برگزیده‌ای پس تاب ناملایمات را هم داشته باش و محکم هر جایی که هستی … آرام و قرار خود را از دست مده در عوض از تاثیری که بر جریان زندگی داری خشنود باش …

مرد جوان که آرام شده بود نفس عمیقی کشید و از جا برخاست و از مرد سالخورده پرسید: شما اگر جای من بودید آرامش سنگ را انتخاب می‌کردید یا آرامش برگ را؟

پیرمرد لبخندی زد و گفت: من تمام زندگی‌ام خودم را با اطمینان به خالق رودخانه هستی به جریان زندگی سپرده‌ام و چون می‌دانم در آغوش رودخانه‌ای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور یار دارد از افت و خیزهایش هرگز دل آشوب نمی‌شوم من آرامش برگ را می‌پسندم، ولی می‌دانم که خدایی هست که هم به سنگ توانایی ایستادگی را داده است و هم به برگ توانایی همراه شدن با افت و خیزهای سرنوشت.

از لحظه ی حال لذت ببرید.

دعا

be yourself

پیش نویس غیر قابل استناد

پیش نویس راهنمای معلم ریاضی هفتم

گذر عمر

بنشين بر لب جوي و گذر عمر ببين كين اشارت ز جهان گذران ما را بس!

 

لحظات زندگی

لحظات شادی ، خدا را ستایش کن 

لحظات سختی ، خدا را جستجو کن

لحظات آرامش ، خدا را مناجات کن

لحظات دردآور ، به خدا اعتماد کن

و در تمام لحظات ، شکرگزار خداوند باش ...

بدون شرح

 

چرا هفت طلایی است؟

تعداد روز های هفته هفت روز است.

رنگین کمان از هفت رنگ اصلی تشکیل شده است.

زمین در هفت دوره آفریده شده است.

آسمان هفت طبقه است.

عجایب جهان هفت گانه اند.

شب عید سفره هفت سین می چینند.

برای شخصی که میمیرد شب هفت میگیرند.

بچه در هفت سالگی به مدرسه میرود.

در هفت سالگی دندان های شیری شروع به ریختن می کنند.

مراحل عرفان هفت مرحله است.

« هفت شهر عشق را عطار گشت            ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم»

اولین اسلحه گرم هفت تیر بود.

اکثر آثار ادبی که بزرگان که عددی در آن بکار رفته است مانند: هفت پیکر،هفت اورنگ میباشند.

برای انجام کاری مشکل می گوییم: از هفت خان رستم باید گذشت.

سوال نیوتن

 

درس زندگی

انسانها در مجموع در طول زندگی سه حرکت دارند .

در عمق ، در سطح ، در ارتفاع

بیچارگان در عمق تبهکاری فرو می روند .

واماندگان در سطح روز مره گی  های زندگی سرگردانند

و فرزانگان در آسمان بی کرانه ی عرفان پر وبال می زنند.

یادآوری


سه یادآوری کوتاه:

هر شب ما به رختخواب میرویم،‌ ما هیچ اطمینانی نداریم که فردا صبح زنده بر می خیزیم، با این حال ساعت را برای فردا کوک می کنیم.
« این یعنی اُمید»
ـ کودکی یکساله ای را تصور کنید، زمانی که شما او را به هوا پرتاب می کنید، او می خندد، چرا که او می داند که شما او را خواهید گرفت.
«این یعنی اعتماد»
ـ روزی،‌ تمام روستایی ها تصمیم گرفتند، تا برای بارش باران دعا کنند، در روزی که برای دعا همگی دور هم جمع شدند،تنها یک پسر بچه با خود چتری داشت.
«این یعنی ایمان»
آن‌ها را برایتان خواستارم ...

سوالات نوبت اول ریاضی پایه هفتم

قسمت اول بدون استفاده از ماشین حساب

قسمت دوم با استفاده از ماشین حساب