قطرگی تا کی ؟ خوشا دریا شدن پرزدن از دام و در صحرا شدن
ایستایی در خور مرداب هاست جنبشی کن ،در ره پویا شدن
قطره چون پیدا بود، خود قطره است می شود دریا ز ناپیدا شدن
در دل شب با خیال عشق دوست لذتی دارد عجب تنها شدن
صیقلی کن جان زنگ آلوده را تا بیابی، نعمت بینا شدن
حسن ظاهر را رها کن دل بیار این بود سرمایه ی زیبا شدن
با خود آرایی کسی عزت نیافت حشمتی دارد جهان آرا شدن
عشق و رسوایی ،دو یار همدمند  پس چه ترسد عاشق،از رسوا شدن؟
کار عاقل بر خدا دل باختن شغل مجنون عاشق لیلا شدن!
تا زبان را برنبندی از دروغ   در نیابی ،لذت گویاشدن
با دمی هر مرده دل را زنده کن  هست در تو،قدرت عیسا شدن
فرصت امروز را از کف مده جهل باشد در پی فردا شدن
نزهتی دارد به گلزار دعا  اشکباران در دل شبها شدن
حاصل اشک شبانگاهی بود  در سحر،چون برگ گل ها، وا شدن
کار موسا گر کنی،موسا شوی می توان در سینه ی سینا شدن
صد چراغ موسوی در دست تست جهد کن تا معجز بیضا شدن
میل تاریکی مکن،مهتاب باش قطرگی تا کی؟خوشا دریا شدن

 مهدی سهیلی